حدیث انتظار

با نام نور و رایحه یا حضرت بهار
فرزند صبح، صادره ازعشق بی شمار
اما غرض، نه اینکه شکایت کنیم، نه!
جمعی علاقه مند بهاریم و بی قرار
عاشق،اسیر،... مخلص گفتار؛ در بدر!
آقا چه سخت می گذرد چرخ روزگار!
این چندمین روایت بغض است؟ بگذریم
باران عشق، یک نمه، اما فقط ببار!
ما کور، کر،... لیاقت ما را به رخ نکش
از رویتان نه ما، که جهان شرم و خاکسار...
خوب است، خوب من! که کمی مهربان شوید
با شب نشستگان پریشان در حصار
از شش جهت به پنجره بن بست می وزد
ما پیله های حبس، شمایید آشکار!
خورشید حاضر است ولی جرأت نگاه
نشکفته بسکه بست نشستیم در غبار
از ما به تکسوار!... بكوشید؟ این طرف
افتاده دیگر از نفس انسان بی مدار
دنیا به سمت بمب تهی ها رها شده
فردا، زمان هیچ! و یک،دو،سه- انفجار!
ما بد، شما که آخر رودید بشکنید
این سد پلکهای شب خالی از سوار
دیگر سکوت و آنچه شما حکم می کنید
یک قطره حقیر از این نسل بی قرار
منبع:آیه های انتظار

چشم انتظارها
در حسرت تو خون شده چشم نگارها
ای انتظار آخر چشم انتظار ها
ای آشناتر از همه، این دیده کور باد
نشناخته اگرچه تو را دیده بارها
خار طمع به چشم و به پا ریسمان ترس
افتاده ایم بیتو در این گیر و دارها
جز اشک ناشیانه و جز آه پشت آه
دیگر چه چشم داشتی از تازهکارها!؟
کار دل از ترحم دلدار هم گذشت
زنگار بسته آینه جای غبار ها
پاییزمان شدند و گلاویزمان شدند
سر میرسند بیتو یکایک بهارها
مشتی پیاده در دل این جاده ماندهایم
رحمی به ما نکرد کسی از سوارها
دل کاش جز مسیر تو راهی بلد نبود
شد دردسر برای من این اختیارها
تاری ز موی یار دل زار را بس است
این ما و این گلوی مهیای دارها
برگرد! تا به دور تو گردم مریدوار
در دور نامرادی این روزگارها
منبع:روزنامه کیهان


🔷 السَّلامُ عَلَیْكَ یا بَقِیَّةَ اللَّهِ فى اَرْضِهِ.. 🔷
درد دل ما بی تو فراوان شده آقا
دل همه امروز پریشان شده آقا
بد می گذرد زندگی مردم دنیا
بی تو همه ی سال ، زمستان شده آقا
ای باب نجات همگان دست بجُنبان
تو نیستی و بد شدن آسان شده آقا
آرامش دنیای نفس گیر ، کجایی
بدجور جهان بی سر و سامان شده آقا
حال دل بیچاره ما تا تو نباشی
مانند بقیعی است که ویران شده آقا
داده است به ما سوختگان جانِ دوباره
رویای بقیعی که چراغان شده آقا
ای کاش نمیریم و ببینیم که آنجا
چون کرببلا یا که خراسان شده آقا
محمد حسین رحیمیان

بگذار تا به لهجه باران بخوانمت
مانند عشق از دل و از جان بخوانمت
تا کوهها صدای مرا منتشر کنند
همراه بادهای پریشان بخوانمت
چشمم سفید گشت و تو از ره نیامدی
یعقوب وار، یوسف کنعان بخوانمت
بگذار تا به یمن ظهورت، بهار محض
بر گوش شاخه های زمستان بخوانمت
آهنگ التهاب سراب است در دلم
بگذار تا به لهجه باران بخوانمت
منبع: آیه های انتظار

جهت دریافت کارت تولد روی نام خود کلیک کنید
آرمین عطارد محمد کریمایی پرهام صابری
آرمین ترکمندی محمدرضا سالمی امیرحسین فاتحی
علی انصاری نژاد احسان عظیمی امیررضا محمدی
متین باقری زند سید عرفان حمیدی محمدمهدی احمدی امیر حسین عباسی

ای آخرین ستاره چشم انتظارها
حلقه زدند دورِ نگاهت، مدارها
خورشیدی و تبلورِ نور زلالِ تو
سرسبز کرده وسعتِ آیینه زارها
ما شبنمیم و مِهرِ تو، مُهرِ قبول ماست
یک جرعه نور ریز به گوشه کنارها
تا شعله شعله عشق تو عیوقمان کند
ما ذرّه ذرّه دور تو گردیم بارها
ما را عصای دستِ کلیمانهات ببین
تا بشکند طلسم همه شبهِ مارها
یک جمعه در طراوت باران ظهور کن
یک جمعه محو کن همه گرد و غبارها
از این بعد، خیمه آرامِ چشمتان
باشد قرارگاهِ دلِ بیقرارها
باید همه به سمت نگاهت سفر کنند
باید یکی شوند خطوط قطارها
منبع:روزنامه کیهان
